+
نوشته شده در سه شنبه
1388/04/09ساعت 10:23 قبل از ظهر توسط کاظم خشت زر
|
من ُ پروانه
پا برهنه با قافله به نا معلوم ميروم!
با پاهاي كودكي ام!
عطرِ برگ ها!
مسحور ِ سايه كوه
كه مي برد با خود رنگُ و نور را !
پولكِ پاي مرغ!
كفش ِ نو !
كيف ِ نو
و جهان هراسناك ِ كهنه!
آه سوزناك ِ سگ!
سالهاي سال است كه به دنبال تو مي دوم!
پروانه اي زرد!
و تو از شاخه روز به شاخه شب مي پري
و همچنان....
زندياد حسين پناهي
+
نوشته شده در دوشنبه
1388/04/08ساعت 5:28 بعد از ظهر توسط کاظم خشت زر
|
به همت امام جمعه دهدشت حجت اسلام لطيفي درشهر هاي چرام بهمئي نماز جمعه برگزار شدو در هفته هاي آتي شهر لنده نيز از اين نعمت بر خوردار مي شود.شايان ذكر است در آينده اي نزديك ساير بخشها و شهرهاي شهرستان كهگيلويه از نعمت نماز جمعه بر خوردار مي شوند. همچنين وي از اهالي و مسئولان بخش قلعه رئيسي و باشت(از توابع شهرستان گچساران) خواست تا همكاري لازم را براي به ثمر رسيدن زود تر اين امر انجام دهند.
+
نوشته شده در شنبه
1388/04/06ساعت 8:32 بعد از ظهر توسط کاظم خشت زر
|
شبكه استاني!!! دنا
نمي دانم تا چه حدي برنامه هاي شبكه به اصطلاح استاني دنا را دنبال مي كنيد و يا از روي ناچار چشمتان بر قاب آن خيره مي شود.من خودم به شخصه از اين شبكه كه نام شبكه استاني را به يدك مي كشد دل خوشي ندارم و چندين بار به روابط عمومي آن تماس گرفتم و انتقاداتي داشتم و لي متاسفانه برخورد مناسبي از آنها سر نزد...
و اما ايراداتي كه بر اين شبكه وارد است در زير بيان مي كنم و شما دوستان هم ما را با نظرات خود در اين باره همراهي كنيد.
1:اولين و جدي ترين ايراد وارده به اين شبكه ارسال گزارشهايي زننده به صدا و سيما مي باشد كه با پخش آن در رسانه ملي با عث آبرو ريزي و تغيير ديد مردم ساير نقاط به مردم استان ميشود.و تعجب من از اين است چه كسي اين گزارش ها را تائيد مي كند.براي مثال بچه اي كه به طويله مي رود و شير گاو مي خورد و يا مردي كه آهن مي خورد و پيرمردي با خرس در گير مي شود و...ارسال اين گزارشها چه لزومي دارد.آيا تا حال شده گزارشي در مورد شهر تاريخي دهدشت و اينكه به دليل عدم توجه خاص و يا ...بعد از چند سال هنوز كار مرمت آن نيمه تمام مانده و مامني براي تزريقي ها شده حياتي تر و الزامي تر نيست تا اينكه فلاني شير خر مي خورد يا آهن و مس.
2:مورد ديگر كم توجهي محسوس به ساير نقاط استان است كه اگر بيننده بر نامه هاي آن باشيد حتما متوجه ميشويد به عنوان مثال بازي هاي تيم واليبال شهرداري كه در گرو ق!! زير گروه يِ!!در ليگ دسته چندم واليبال را بطور مستقيم نشان ميدهند و يا تيم فوتبال شهرداري كه آن هم در ليگ دسته ؟؟؟؟بازي ميكند و چنان مانور تبليغاتي روي اين تيم ها مي كنند كه ....ودر عوض هيچ گونه خبري از تيم واتر پلوي گچساران كه ركورد بي سابقه اي در كشور به جا گذاشته و سه جام را با هم برده نيست پخش زنده و حتي مرده آن هم بماند.
3:بقه موارد بماند...شما دوستان ساير ايرادات وارده و يا نقاط قوت آنرا در نظرات خود بيان كنيد
+
نوشته شده در یکشنبه
1388/03/31ساعت 6:32 بعد از ظهر توسط کاظم خشت زر
|
لطفا با پیشنهادها و انتقادهای خود ما را همراهی کنید
رسانه ملی و شهرستانی ها
رسانه ملی باید عامل اتحاد و همدلی در بین مردم یک کشور باشد و دید یکسان و به دور ازهیچگونه گرایش و غرض ورزی داشته باشد.ولی متاسفانه بارها رسانه ملی تهرونی هارا انسانهای جنتلمن با کلاس و با اصالت و متمدن و.... نشان می دهد و اما شهرستانی هارا (که معمولا کارگرهای ساده کنیز صفور دزد ) انسانهای دست و پا چلفتی که بدور از شهرنشینی بودند ه اند به تصویر می کشد بطور مثال هرجا حمال و کنیزی در فیلمی پیدا می شود بلا استثنا شهرستانی گیج با لهجه ای تا بلو می باشد.یا در یک فیلم یک نفر که شهرستانی هم صدایش می زدند از بس بد بخت بود که قادر به خوردن آبمیوه نبود. یا در جایی دیگر حتی قادر به تماس گرفتن هم نیستند.از جور مثالها زیاد است.
برای دیدن سایر مطالب روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه
1388/02/22ساعت 3:33 بعد از ظهر توسط کاظم خشت زر
|


براي ديدن ساير عكسها روي ادامه مطلب كليك كنيد...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/07/22ساعت 1:4 قبل از ظهر توسط کاظم خشت زر
|
زبان پارسي ميانه از روي آثار مكتوب دوران ميانه به دست آمده و يكي از
گويش هاي پارسي باستاني است كه ريشه در لهجه ها و زبان هاي ايراني دارد و بايد در
منابع مكتوب حفظ شود تا به فراموشي سپرده نشود.> دكتر كتايون نميرانيان،
استاديار بخش زبان هاي خارجي و زبا ن شناسي دانشگاه شيراز با اعلام اين مطلب گفت:
<لهجه هاي تاتي، لري، بختياري و اكثر گويش هاي محلي فارسي و لهجه كومزاري، جزو
زبان ها و لهجه هاي ايراني جنوب غربي شمرده مي شوند و گويش هاي لري نيز ناحيه
گسترده اي كه استان هاي فارس، خوزستان و همچنين غرب اصفهان را دربرمي گيرد، رواج
دارد و ايلات كوچ نشين لر به آنها سخن مي گويند.>
اين زبان شناس
خاطرنشان كرد: <اين گويش ها به چند گونه مختلف تقسيم مي شوند كه ظاهرا تا حدودي
متناسب با تقسيم بندي ايلاتي هستند كه بايد اين زبان ها و لهجه ها در طبقه بندي
زباني بخش شود تا آسيبي به آن وارد نشود.> وي درباره ريشه شناسي تعدادي از
واژگان لري بويراحمدي و مقايسه آن با گويش بهدينان يزد و كرمان گفت: <گويش لري
بويراحمدي و گويش زرتشتيان يزد و كرمان در ميان زبان ها و گويش هاي ايراني، جايگاه
كهن و ريشه در زبان هاي پارسي ميانه دارد.> براي ديدن يقيه مطالب روي ادامه مطلب كليك كنيد
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/07/21ساعت 1:24 قبل از ظهر توسط کاظم خشت زر
|
+
نوشته شده در جمعه
1387/05/25ساعت 3:48 بعد از ظهر توسط کاظم خشت زر
|
در این پست بصورت اختصاصی اشعار حسین پناهی هنرمند
همشهریمان نوشته می شود.که سعی می کنم هر هفته بروز کنم.
ساده دل
دل ساده بر گرد ودر ازای یک حبه کشک سیاه شور
گنجشکها را
از دورو بر شلتوک کیش کن
که قند شهر دروغی بیش نبوده است
دل خوش
جا مانده است
چیزی جایی
که هیچ گاه دیگر
هیچ چیز جایش را پر نخواهد کرد
نه موهای سیاه
و نه دندانهای سفید
برای خواند سایر اشعار روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/05/24ساعت 3:54 بعد از ظهر توسط کاظم خشت زر
|
دم دمه صبح
دم دمه صبح است
دلم گرفته
بوی بیلهر می درمبد
ای طبیعت ناز نفست بنازمت خوا حفظت کنه
کسی نیست حقوق ما را بگیرد
یکی و خو است یکی دیار است
کچه فیرم گرفته
احتمالا سرما خورده ام
شاید آلرژی باشد که نوید اومین بهاره
بهر حال نفسم بالا نمی آید
یو دیگر چه بی
سیل ای دار دمبکون ایکنیت
خوش به حال مردم تاوه سپید
خوشبه حال گایل تاته رفو
خوش به حال دارل بلی
خوش به حال مرغل عامه خیری
خوش به حال احد
ایخو بره و سرحد
شعر از قاسم خشت زر
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه
1387/05/22ساعت 4:59 بعد از ظهر توسط کاظم خشت زر
|
+
نوشته شده در دوشنبه
1385/09/13ساعت 9:34 قبل از ظهر توسط کاظم خشت زر
|
برپايه يادداشتهاي روزانه "كاليستنسCallisthenes " مورخ رسمي اسكندر، 12 اوت سال 330 پيش از ميلاد، نيروهاي اين فاتح مقدوني در پيشروي به سوي "پرسپوليس" پايتخت آن زمان ايران، در يك منطقه كوهستاني صعب العبور (دربند پارس، تكاب در كهگيلويه) با يك هنگ ارتش ايران (1000 تا 1200 نفر) به فرماندهي ژنرال «آريو برزن Ario Barzan » رو به رو و متوقف شدند و اين هنگ چندين روز مانع ادامه پيشروي ارتش دهها هزار نفري اسكندر شده بود كه مصر، بابل و شوش را قبلا تصرف و در سه جنگ، داريوش سوم را شكست و فراري داده بود. سرانجام اين هنگ با محاصره كوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پاي درآمد و فرمانده دلير آن نيز برخاك افتاد.
مورخ اسكندر نوشته است كه اگر چنين مقاومتي در گاوگاملاGaugamela (كردستان كنوني عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شكست مان قطعي بود. در "گاوگاملا" با خروج غير منتظره داريوش سوم از صحنه، واحدهاي ارتش ايران نيز كه درحال پيروز شدن بر ما بودند ؛ در پي او دست به عقب نشيني زدند و ما پيروز شديم. داريوش سوم در جهت شمال شرقي ايران فرار كرده بود و « آريو برزن » در ارتفاعات جنوب ايران و در مسير پرسپوليس به ايستادگي ادامه مي داد.
دلاوري هاي ژنرال آريو برزن، يكي از فصول تحسين برانگيز تاريخ وطن ما را تشكيل مي دهد و نمونه اي از جان گذشتگي ايراني در راه ميهن را منعكس مي كند.
آريو برزن و مردانش 90 سال پس از ايستادگي لئونيداس در برابر ارتش خشايارشا در ترموپيل، كه آن هم در ماه اوت روي داد مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسكندر آغاز كرده بودند. اما ميان مقاومت لئونيداس و آخرين ايستادگي «آريو برزن» در اين است؛ كه يونانيان در ترموپيل، در محل برزمين افتادن لئونيداس، يك پارك و بناي ياد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرين سخنانش را بر سنگ حك كرده اند تا از او سپاسگزاري شده باشد، ولي از «آريو برزن» ما جز چند سطر ترجمه از منابع ديگران اثري در دست نيست.چرا؟. اگر به فهرست درآمدهاي توريستي يونان بنگريم خواهيم ديد كه بازديد از بناي ياد بود و گرفتن عكس در كنار مجسمه لئونيداس براي يونان هرسال ميليونها دلار درآمد گردشگري داشته است. همه گردشگران ترموپيل اين آخرين پيام لئونيداس را با خود به كشورهايشان مي برند: اي رهگذر، به مردم لاكوني ( اسپارت ) بگو كه ما در اينجا به خون خفته ايم تا وفاداريمان را به قوانين ميهن ثابت كرده باشيم( قانون اسپارت عقب نشيني سرباز را اجازه نمي داد). لئونيداس پادشاه اسپارتي ها بود كه در اوت سال 480 پيش از ميلاد، دفاع از تنگه ترموپيل در برابر حمله ارتش ايران به خاك يونان را برعهده گرفته بود.
+
نوشته شده در شنبه
1385/09/04ساعت 4:48 بعد از ظهر توسط کاظم خشت زر
|